سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
رهائی شهرضائی (گلچین مناسبتی)
 
قالب وبلاگ

در شهادت حضرت رسول اکرمصلی الله علیه وآله و امام حسن مجتبیعلیه السلام 

http://ea-atabat.ir/images/28%20safar%2092.jpg

باز اندر چهره ی گیتی غبار غم نشست

باز از فرط الم پشت بنی آدم شکست

بر سر زانوی غم لاهوتیان بنهاده سر

وا اسف شیرازه ی ناسوتیان از هم گُسَست

در عزای خاتم پیغمبران (ص) شد نوحه گر

در سماء روح القدس اندر زمین جن و بشر

عالم اسلام اندر خیمه ی ماتم نشست

شد روان خون جگر همراه با اشک بصر

شد شهید زهر کین سبط نبی مصطفی (ص)

خون جگر شد از جفا نوباوه ی باغ هدی

زاده ی زهرای اطهر(س) نور چشم مرتضی(ع)

میوه ی باغ رسالت زینت عرش خدا

گفت زینب(س) خواهرم طشتی بیاور در برم

بهر چه جانم فدایت نور چشمان ترم

باید از لخت جگر شاهد برایت آورم

از جفای جعده تا گویم چه آمد بر سرم

روح پاکش شد شتابان در جوار مصطفی (ص)

جسم پاکش تیر باران شد ز جور اشقیا

دیده گریان در عزایش شد حسین (ع) سر جدا

تربتش باشد (رهائی) دوستان را توتیا

 (اثرطبع استادحاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - چهارشنبه 96/8/25 ] [ 8:24 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]
   *زیارت اربعین منظوم*

http://arbaeenhosseini.com/wp-content/uploads/2016/03/%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86.jpg

سلام ما به ولی خدا حسین شهید

حبیب حضرت داور محب اوست سعید

سلام ما به خلیل خدا و سبط حبیب

طبیب خلق خدا پور بوتراب و نجیب

سلام بر حسین که از برگزیدگان خداست

ز نسل بر گزیدگان خدا شیر خورده از زهراست

سلام به مظلوم کربلا حسین شهید

قتیل اشک و گرفتار دشمنان پلید

حسین ولی خدا زاده ی ولی خداست

سلیل احمد و از برگزیدگان شماست

کرامتش به شهادت خدا نمود امضاء

به پاکی و به سعادت نمود اسوه خدا

مدال سروری و رهبری ز حضرت حق

گرفت حامی دین آن فدایی مطلق

وصی و وارث پیغمبران خداش نمود

برای خلق خدا حجت و فداش نمود

حسین هادی وداعی و ناصح است و دلیل

نمود خون دلش بذل راه رب جلیل

برای آن که رهاند زجهل و نادانی

عباد را ز تحیر هم از پریشانی

ز گمرهیّ و شقاوت نماید او آزاد

فریب خورده ی دنیای شوم پست نهاد

شدند مردم رذل و دنی فرو مایه

فروختند آخرت و اصل و سود سرمایه

به درهم و به دنانیر و قیمت  نا چیز

هوای نفس شد از ظرف جانشان لبریز

خریده طاعت مخلوق را به خشم خدا

زدند طبل شقاق و نفاق و گشته جدا

شدند دوزخی وحاملین وزر و وبال

نموده قلب پیامبر ز غصه مالا مال

چو دید سبط پیامبر نفاق وطغیان را

به جهد وصبر وموعظه دریافت حال ایشان را

کشید تیغ وبه راه خدا نمود جهاد

که از گروه منافق بر آورد بنیاد

دریغ ودرد که خون داد در اطاعت دوست

اسارت حرمش همره اطاعت اوست

به لعنت وبه عذاب خدا وپیغمبر

شدند جمله گرفتار فرقه ی کافر

سلام ما به حسین زاده ی رسول خدا

به نور چشم علی و به زاده ی زهرا

منم گواه امین خدا وپور امین

که زیست کرده و بگذشت در مکان مکین

سعید رفت از این عالم و حمید وشهید

به ظلم وجور برفت از جهان و گشت فقید

خدا کفیل حسین است و حامی خونش

به وعده هاش وفا دار و هست ممنوش

عذاب گشت وهلاکت نصیب دشمن او

شهید راه خدا قطعه قطعه شد تن او

وفا به عهد نمود وبه راه دوست جهاد

رسید بر سریر وفا و یقین و افسر و داد

به قاتلین حسین لعنت خدا و رسول

به ظالمین و به هرکس شنید و کرد قبول

خدا منم ز محبین و دوست دار حسین

محب دوستان و عدویم به دشمنان حسین

پدر ومادرم به فدای حسین ویارانش

فدای جد و پدر   مادر پریشانش

بلند مرتبه نوری و طاهر و پاکی

ز مادران و ز آباء وگوهر پاکی

نگشت ساحت پاکت پلید وآلوده

تنت ز ثوب مذلت همیشه آسوده

ز استوانه های محکم و ارکان مسلمین بودی

پناه دولت قرآن و مومنین بودی

حسین اسوه ی جود و طهارت وتقواست

زکی وهادی ومهدی به مسلمین مولاست

زنسل او همگی پیشوای متقیان

امام وهادی ورهبر برای خلق جهان

دلیل و حجت وبرهان و عروة الوثقی

برای مردم دنیا وعالم عقبی

یقین به رجعت وایمان من گواه شما

دلم  مطیع وعمل بر طریق و راه شما

مطیع امر ونهی شما وغلام حلقه به گوش

ز بهر نصرت دین با جهاد هم آغوش

به سمت وسوی شما وزدشمنان بیزار

درود حق به شما ومزارتان گلزار

به جسم پاک شما و به حاضر وغایب

به ظاهرو به نهان وبه مهدی صاحب

به خون پاک حسین وفداییان حسین

درود ایزد منان و سید ثقلین

به مرتضی وبه زهرا ویازده فرزند

خدا برای (رهائی) عذاب را مپسند
اثر طبع استاد حاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - سه شنبه 96/8/17 ] [ 11:10 صبح ] [ رهائی ] [ نظر ]

*مرثیه به مناسبت اربعین حضرت سید الشهدا علیه السلام*

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1395/8/29/5453294_973.jpg

اربعین آمد و اشکم ز بصر می آید

همره اشک بصر خون جگر می آید

با دو صد ناله و افغان ز سوی شام خراب

زینب غم زده با دیده ی تر می آید

کاروان اسرا بر سر خاک شهدا

همه با دیده ی گریان ز سفر می آید

رهبر قافله ی شام امام سجاد

همره عمه سر قبر پدر می آید

غسل کرده ز فرات و شده محرم جابر

بر سر تربت آن تشنه جگر می آید

با عطیه به سوی روضه ی آن شاه شهید

زائر مخلص آن فخر بشر می آید

هم سکینه ز ره شام به چشم گریان

با غم مرگ رقیه به خبر می آید

شکوه بنمود ز رفتار بد لشکر شام

درد و دل ها همه با اشک بصر می آید

هاتفی گفت که شب های اسارت بگذشت

فجر طالع شده و صبح ظفر می آید

گفت زینب که ایا نور بصر قوت جان

عاقبت تلخی ایام به سر می آید

دل قوی دار که آن منتقم آل رسول

قد بر افراشته با تیغ دو سر می آید

جلوه گر نور حسین است به عالم همه روز

به تماشای رخش شمس و قمر می آید

تا صف حشر(رهائی)ز سوی کوفه و شام

کوس رسوائی آن ننگ بشر می آید
اثر طبع استاد حاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - سه شنبه 96/8/17 ] [ 10:43 صبح ] [ رهائی ] [ نظر ]

*مرثیه درشهادت حضرت ابالفضل العباس علیه السلام* 

http://www.aryanews.com/Uploads/NewsPics/20150407163303590.jpg

چون در حریم سبط نبی قحط آب شد 

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

گلهای مصطفی شده پژمرده از عطش

ظلم از فلک گذشت و جفا بی حساب شد

اطفال تشنه لب همه از فرط تشنگی

سیل سرشک دیده  ی شان چون گلاب شد

آمد سوی حسین (ع) ابالفضل (ع) پاک باز

تا اذن حضرتش ز برادر جواب شد

سوی فرات ساقی لب تشنگان شتافت

وارد به علقمه پسربوتراب شد

کف پر نمود ز ابِ فرات و به جای ریخت

اشکش به روی آب روان چون حباب شد

پر کرد مشگ آب و برون از فرات شد

رو بر حرم روان به امید صواب شد

با صد امید می برد از بهر تشنگان

آبی که عاقبت به مثال سراب شد

بنمود حمله بر عدو زیمین و هم از یسار

عباس (ع) پور حیدر و اندر شتاب شد

شد از کیمنگه نَخیله برون تیغ اشقیاء

دستش جدا ز پیکرش و ریشش خضاب شد

  تیرش به چشم خورد و عمودش به سر ولی

در راه نصرت دین کامیاب شد

فریاد یا اخاهِ ابالفضل شد بلند

غلطان به خون خویش به عهد شباب شد

آمد حسین (ع) بر سر او دست بر کمر

اشکش روان ز دیده و قلبش کباب شد 

بر جان شیعیان زده داغش شراره ای

در نار ابتلاش (رهائی) مُذاب شد

(اثر طبع استاد حاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 96/7/7 ] [ 11:12 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]

نوحه ی سینه زنی در شهادتحضرت ابا الفضل العباس علیه السلام

http://shamimzohor.ir/DataCenter/2015/10/94abbas2.jpeg

ای معدن جود و سخا یا ابا فاضل

سر حلقه ی اهل وفا یا ابا فاضل

سقای دشت کربلا یا ابا فاضل

ای هر دو دست از تن جدا یا ابا فاضل

ماه بنی هاشم لقب اسوه ی تقواء

میر و علمدار شه یثرب و بطحاء

بر رزمگاه کربلا سید و سقاء

بنما نظر بهر خدا یا ابا فاضل

ای زاده ی شیر خدا فاتح خیبر

نور دو چشم مرتضی حیدر صفدر

پرورده ی دست علی خواجه قنبر

وی قلزم قهر خدا یا ابا فاضل

شد روز عاشورا که آب آوری عمو

بر کودکان تشنه لب یاوری عمو

تو در سپاه کربلا افسری عمو

رو در فرات ای با وفا یا ابا فاضل

گفتا برادر سینه ام تنگ و گردیده

رخصت که دیگر زندگی ننگ و گردیده

در کودکان از تشنگی رنگ گردیده

گفتا حسین سر جدا یا ابا فاضل

عباس امیر لشکرم ای علمدارم

تو پاسداری بر حرم ای علمدارم

آب آور از بهر حرم ای علمدارم

ای مظهر صدق و صفا یا ابا فاضل

مرکب براند اندر فرات آن قمر طلعت

تا آورد آبی به کف آن فلک رفعت

کف زیر آب و یاد آن مظهر غیرت

آمد که این نبود روا یا ابا فاضل

پر کرد مشگ و شد روان با دلی پر خون

کز غصه ی طفلان کنون می شوم مجنون

یا رب امیدم را مکن نا امید اکنون

شد از کمین دستت جدا یا ابا فاضل

شد حمله ور بر کافران قهر یزدانی

بنمود سیل خون روان حیدر ثانی

افکند دست و سر از آن مردم جانی

آمد تو را تیر جفا یا ابا فاضل

فریاد ادرکنی اخا آن زمان سر داد

در راه قرآن مبین افسرو سر داد

آمد به بالینش حسین طاقت از بر داد

پشتم شکستی در عزا یا ابا فاضل

خونبار گشته دیدگان در عزای تو

قربان آن دستان از تن جدای تو

دارد (رهائی) دیده اندر عطای تو

لطفی بر این مسکین نما یا ابا فاضل

(اثر طبع استاد حاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 96/7/7 ] [ 10:50 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]
<      1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

* رهائی قمشه ای * علی محمد رهائی متخلص به ( رهائی) فرزند یدالله درتاریخ سوم آبانماه یکهزار وسیصد و بیست شش شمسی در شب عید قربان در شهرستان شهرضا (قمشه سابق) درخانواده مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود پس ازگذراندن تحصیلات ششم ابتدایی قدیم به همراه پدر به شغل کشاورزی مشغول شد عشق و علاقه به قرآن و معارف اسلامی چنان بود که مرتب درکلاس درس قرآنی که مربی و استاد آن عموی ایشان حاج شیخ خلیل الله رهائی بودند مرتب حاضر و بهره ها می بردند کلاس قرآن آقای رهائی به شکلی بود که در آن زمان به دلیل جامعیت استاد آن از حیث قرائت و تجوید و صوت زیبا و منحصر به فرد و اخلاق و معنویت ایشان و همچنین علمیت ایشان از نظرعلوم حوزوی به تفسیر و فقه ادبیات وحکمت و فلسفه مشتاقان فراوانی را به این کلاس جذب می نمود و درآن زمان دوره رضاخان و پسر ملعونش که دوران اختناق بود فرصت بسیارخوبی برای اجتماع طالبان حق و حقیقت بود و در بین کلاسهای قرآنی که برگزار می شد کلاس شاخصی بود که برای کسانی که درآن شرکت می نمودند و افتخار می نمودند به حضورشان در این مجلس قرآن که نه تنها قرائت صرف بلکه مجلس درسی بود حول محور قرآن و بسیاری هم به دنبال آن مشتاق علوم حوزوی می شدند و به دنبال فراگیری آن وارد حوزه علمیه و افتخار طلبگی سربازی امام زمان عجل الله فرجه را می یافتند لذا شوق فرا گیری علوم حوزوی در وجود ایشان شعله ور و در آرزوی آن بودند اما به دلیل وضع سخت خانواده ازحیث معیشت که نه پشتیبانی می شدند تا بتوانند با خیالی آسوده به درس و تحصیل بپردازند بلکه داشتند درامور معاش خانواده کمک و یاور باشند توفیق حضور روزانه درحوزه را پیدا نکردند اما علاقه ایشان ایشان را آسوده نمی گذاشت لذا در پایان فعالیت کسب وکار روز و ایام تعطیل با درخواست از فضلا و اساتید حوزه همچون حجج اسلام شیخ محمدعلی مکارمی، شیخ محمدحسین رهائی ،شیخ غلامحسین اسماعیل پور،شیخ علی تاکی(نجفی) ،به محضرایشان حاضر می شدند و به فراگیری علوم حوزوی ادبیات نصاب و صرف و نحو و منطق جامع المقدمات و سیوطی تبصره و عروه و دیگر کتب حوزوی و بهره گیری و مطالعه سایرکتب اخلاقی مانند معراج السعاده و اعتقادی و تاریخی که از علمای دین می یافتند بهره می بردند شوق و ذوق به ادبیات وشعر و انس باکتب و اشعار بزرگانی همچون حافظ وخیام و علامه کمپانی(غروی ) و عمان سامانی و حاج میرزا ن
موضوعات وب
لینک های مفید