سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
رهائی شهرضائی (گلچین مناسبتی)
 
قالب وبلاگ

نوحه ی سینه زنی درمصیبت بیبی دوعالم حضرت زهرا(سلام الله علیها) 

http://dl.azizihonar.com/poster/zahedi-baner-shahadat-hazrate-zahra-3.jpg

یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم

گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم

چشم انتظارم مهدی بیاید

تا تربتت را پیدا نماید

جای سرشک از دیدگان گر خون ببارم

گر روز و شب همواره چون مجنون ببارم

از سوز آهم گر زنم آتش به عالم

از ابر غم بر دشت و بر هامون ببارم

از درد پهلویت در و دیوار گرید

صاحب زمان از این مصیبت زار گرید

ارض و سماء جن و بشر تا روز محشر

زان بازوی مجروح آن مسمار گرید

از داغت ای ریحانه ی باغ پیمبر

گردید قلب شیعیان کانون آذر

نیلی شده از ضرب سیلی روی ماهت

تبت یدا آن ملحد میشوم کافر

گرید حسن گرید حسین در ماتم تو

هم زینب و کلثوم و فضه از غم تو

شاه ولایت درفراغت سربه دیوار

بنهاده وگریددمادم ازغم تو

تا جان به تن بودت حمایت از ولایت

کردی و بردی گوی سبقت در شهادت

بعد از پدر ایام عمرت بود و کوتاه

مقرون با سوز و گداز و رنج و حسرت

اندر عزای فاطمه اشک (رهائی)

ریزد به دامن تا کند نوحه سرائی

گردد برایم توشه ای در روز محشر

حب ائمه زاد روز بی نوائی

 

(اثرطبع استادحاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - شنبه 95/11/24 ] [ 10:33 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]

  *نوحه در شهادتحضرت زهرا(صلوات ا... علیها)*

یا فاطمه الزهرا دست من و دامانت

یا بنت رسول اله دست من و دامانت

گشتی تو شهید از کین ما بین در و دیوار

گنجینه ی اسرارت مجروح شد از مسمار

محسن ز جفا کشتند آن مردم بد کردار

از بهر علی بودی تا آن دم آخر یاد

تو مظهرسبحانی تو اسوه ی ایمانی تو حامی قرآنی تو رحمت رحمانی یا فاطمه الزهرا

از بعد رسول اله ای نو گل سبحانی پژمرده

خاکم به دهن بی بی سیلی ز جفا خورده

با دیده ی گریان و با خاطر آزرده

سر نو گل ایامت در خاک فرو برده

تو ام ابیهائی تو وارث طاهائی تو مونس جان هائی تو مظهر تقوائی یا فاطمه الزهرا

گریان حسنین اندر این واقعه ی عظمی

هم شیر خدا گریان زین داهیه ی کبری

هم جن و ملک گریان ماتمکده شد غبراء

هم زینب و هم کلثوم هم مریم و هم حواء

صدیقه ی کبرائی انسیه ی حورائی محبوبه ی مولائی اسطوره ی تقوائی یافاطمه الزهرا

در ماتم جانسوزت دل ها همه شد بریان

جبریل امین گریان هم حوری و هم غلمان

اشکش ز بصر جاری مهدی شده چون یاران

سیال رهائی کن هر صبح و مساء چشمان

یا فاطمه الزهرا دست من و دامانت

یا بنت رسول اله دست من و دامانت

نومید مکن ما را از درگه احسانت

 

(اثرطبع استادحاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - شنبه 95/11/24 ] [ 10:30 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]

 مرثیه درباره ی حضرتصدیقه ی طاهره فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

در عزای فاطمه چون نای نی دم می زنم

اشک حسرت ریزم و آتش به عالم می زنم

تا بود جان بر تنم گویم که زهرا شد شهید

با غم و اشکم اساس کفر بر هم می زنم

من ندانم در جهان آخر مگر جرمت چه بود

که عمر از ضرب در پهلوی تو بشکسته بود

زد به بازویت چرا قنفذ سیاط ظلم و کین

میخ در بر سینه ی زارت چرا مَأوی نمود

از چه رو بین در و دیوار محسن شد شهید

تا ابد ثلث ذراری در یم خون آرمید

آن که جبرائیل بی اذنش نشد وارد به بیت

هجمه بنمودند بی اذنش چرا قوم پلید

ای سماء خون از بصر بر دشت و بر هامون ببار

تا ابد ای چرخ اشک از دیده چون جیحون ببار

بهر مظلومیت دخت پیمبر در زمین

ای رهائی از بصر همواره سیل خون ببار

در حمایت از ولایت پهلوی زهرا شکست

سینه اش از میخ در آزرده و بازوش خست

گفت یا فضة خُذینی محسنم گردید سقط

مرغ روحم کرد آهنگ جنان بالم شکست

 

(اثرطبع استادحاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - شنبه 95/11/24 ] [ 10:29 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]

 نوحه ی سینه زنی در شهادت دخت گرامی حضرت رسول( صلوات الله علیهما)

http://www.baftsattari.com/Images/Product/40.jpg?636148178238330000

یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته

در ماتمت ارض و سماء در غم نشسته

از ضرب سیلی صورتت گردیده نیلی

نه چرخ سوزد زین الم ای دل شکسته

گویای حالت شد درب و دیوار

گریان خلایق از رنج مسمار

آتش فکندند از جفا بر درب خانه

قنفذ شکسته بازویت از تازیانه

شرم از خدا ننموده و نی از پیمبر

آن بت پرست مفسد شوم زمانه

داغت به عالم زد شعله ی نار

عالم فدای آن جسم بیمار

شاه ولایت را سوی مسجد کشیدند

هم رشته ی توحید را از هم دریدند

زاغ و زغن عقد اخوت بسته با هم

در مهد طاووس ولایت آرمیدند

عالم ز آهت شد تیره و تار

گشتی شهید قوم تبهکار

کردی وصیت با علی هنگام تدفین

راضی نیم حاصر شوند آنقوم بی دین

بند کفن بگشوده و در بر گرفتی

گل های باغ مصطفی چون جان شیرین

مولا نهاده سر روی دیوار

جاری نموده اشک گهر بار

جن و ملک گریان شده اندر غم تو

خلق جهان نالان شده در ماتم تو

قلب جهان صاحب زمان تا روز محشر

سوزد ز داغ محسن و داغ غم تو

گوید رهائی با حالت زار

آه از جفای قوم تبهکار

 

(اثرطبع استادحاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - شنبه 95/11/24 ] [ 10:28 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]

درشهادت مظلومانه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا( سلام الله علیها)

تا قیامت دل اخیار ز داغت سوزد

ملکوت و در و دیوار ز داغت سوزد

میزند شعله به جان ها شرر آتش و در

دلم از آه شرربار و زداغت سوزد

سینه سوخته آماجگه ضربه در

فلک و گنبد دوار ز داغت سوزد

تیره شد روز علی (ع) در غمت ای دخت نبی (ص)

کعبه و یثرب و زوار ز داغت سوزد

زینبین و حسنین از غم تو اشک فشان

مرتضی چشم گهر بار زداغت سوزد

تا ابد کعبه سیه پوش و مقام است حزین

نخلها با دل هشیار ز داغت سوزد

آخر ای زهره گیتی که شدی در دل خاک

انجم و ثابت و سیار ز داغت سوزد

اندر این بزم عزا دیده مهدی گریان

با دل و دیده خونبار ز داغت سوزد

روز و شب دُرّ گُهر از صدف دیده روان

دل احباب وفادار ز داغت سوزد

محفل ما شده آتشکده از طور غمت

تا رهائی شور از نار زداغت سوزد

 

(اثرطبع استادحاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - شنبه 95/11/24 ] [ 10:26 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]
   1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

* رهائی قمشه ای * علی محمد رهائی متخلص به ( رهائی) فرزند یدالله درتاریخ سوم آبانماه یکهزار وسیصد و بیست شش شمسی در شب عید قربان در شهرستان شهرضا (قمشه سابق) درخانواده مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود پس ازگذراندن تحصیلات ششم ابتدایی قدیم به همراه پدر به شغل کشاورزی مشغول شد عشق و علاقه به قرآن و معارف اسلامی چنان بود که مرتب درکلاس درس قرآنی که مربی و استاد آن عموی ایشان حاج شیخ خلیل الله رهائی بودند مرتب حاضر و بهره ها می بردند کلاس قرآن آقای رهائی به شکلی بود که در آن زمان به دلیل جامعیت استاد آن از حیث قرائت و تجوید و صوت زیبا و منحصر به فرد و اخلاق و معنویت ایشان و همچنین علمیت ایشان از نظرعلوم حوزوی به تفسیر و فقه ادبیات وحکمت و فلسفه مشتاقان فراوانی را به این کلاس جذب می نمود و درآن زمان دوره رضاخان و پسر ملعونش که دوران اختناق بود فرصت بسیارخوبی برای اجتماع طالبان حق و حقیقت بود و در بین کلاسهای قرآنی که برگزار می شد کلاس شاخصی بود که برای کسانی که درآن شرکت می نمودند و افتخار می نمودند به حضورشان در این مجلس قرآن که نه تنها قرائت صرف بلکه مجلس درسی بود حول محور قرآن و بسیاری هم به دنبال آن مشتاق علوم حوزوی می شدند و به دنبال فراگیری آن وارد حوزه علمیه و افتخار طلبگی سربازی امام زمان عجل الله فرجه را می یافتند لذا شوق فرا گیری علوم حوزوی در وجود ایشان شعله ور و در آرزوی آن بودند اما به دلیل وضع سخت خانواده ازحیث معیشت که نه پشتیبانی می شدند تا بتوانند با خیالی آسوده به درس و تحصیل بپردازند بلکه داشتند درامور معاش خانواده کمک و یاور باشند توفیق حضور روزانه درحوزه را پیدا نکردند اما علاقه ایشان ایشان را آسوده نمی گذاشت لذا در پایان فعالیت کسب وکار روز و ایام تعطیل با درخواست از فضلا و اساتید حوزه همچون حجج اسلام شیخ محمدعلی مکارمی، شیخ محمدحسین رهائی ،شیخ غلامحسین اسماعیل پور،شیخ علی تاکی(نجفی) ،به محضرایشان حاضر می شدند و به فراگیری علوم حوزوی ادبیات نصاب و صرف و نحو و منطق جامع المقدمات و سیوطی تبصره و عروه و دیگر کتب حوزوی و بهره گیری و مطالعه سایرکتب اخلاقی مانند معراج السعاده و اعتقادی و تاریخی که از علمای دین می یافتند بهره می بردند شوق و ذوق به ادبیات وشعر و انس باکتب و اشعار بزرگانی همچون حافظ وخیام و علامه کمپانی(غروی ) و عمان سامانی و حاج میرزا ن
موضوعات وب
لینک های مفید