سفارش تبلیغ
صبا
رهائی شهرضائی (گلچین مناسبتی)
 
قالب وبلاگ

 *دربعثت نبیّ خاتم رسول مکرم اسلام

حضرت محمّد مصطفی صلی اله علیه وآله *

عکس پروفایل به مناسبت عید مبعث رسول اکرم(ص)

باد بهار می وزد از سمت جویبار

بنشین کنار سرو و چمن یار گلعذار

بنگر که عندلیب و قمری و مرغان نشسته اند

روی درخت نارون و باغ و شاخسار

بنموده پهن فرش ستبرق به روی خاک

ابر و مطر ز باد بهاری چو زلف یار

گل های بوستان همه خندان و خرمند

ساقی بریز در صدف آن دُرّ  شاهوار

جامی بده به تشنگان محبت از آن رحیق

دشت ختن نمای محفل ما را و مشکسار

اندر ترّنمند همه بلبلان باغ

توصیف یار کرده و آن زلف تابدار

بنشین به صدر مجلس اُنس و بگیر فیض

روشن نمای دیده و دل را ز وصف یار

بفرست بر محمد(ص) و بر آل او درود

تا زین درود مجلس ما یابد اعتبار

روح الأمین به خدمت ختم رسل رسید

آورد آن کتاب مدوّن زِ کردگار

گفتا بخوان به نام خدایت کتاب را

روشن کن از چراغ هدایت تو لیل تار

گاهِ قیام آمده و موقع بلاغ

بر خیز و از حریم دولت قرآن تو پاس دار

باید در این رسالت سنگین خویشتن

باشی مقاوم و چون کوه استوار

تأیید گشته ای به نصرت پروردگار خود

رو سوی مردم از حراء و حرم  را کن اختیار

ختم رُسل روان ز حراء شد سوی حرم

آغاز شد رسالت و گردید پایدار

احمد (ص)گرفت پرچم لولاک را به دوش

افلاک شد مطیع وی از بعد کردگار

زد خیمه بر زمین و به قوسین و قاب گفت

یا رب به استعانت تو دارم اقتدار

عید سعید مبعث و ماه رجب شده

میمون و با صفا ز موالید در بهار

منت نهاده ایزد منان به مؤمنین

با بعثت محمد(ص)و آیین استوار

شکرانه واجب است بر این نعمت عظیم

امت عمل کنند به قرآن و افتخار

یارب به آبروی محمد(ص)نمای باز

بابی به روی (رهائی) از این دیار

(اثرطبع استادحاج علی محمد رهائی شهرضائی)

(سروده شده در فروردین 1397 رجب المرجب 1439)


[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 97/1/24 ] [ 3:10 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]

 *ترکیب بند در شهادت حضرت امام موسی بن جعفرعلیه السلام*

https://media.mehrnews.com/d/2016/05/03/4/2066666.jpg?ts=1486462047399

بیا ای شیعه نخل غم بپا کن

جهان از اشک خود ماتم سرا کن

به تن رخت عزا کن در مصائب

به آل الله(ع) یکدم اقتدا کن

در ایام شهادت باش محزون

سرور و عیش و شادی را رها کن

درآن روزی که محزون صاحب ماست

به مهدی(عج) قطب ایمان اقتدا کن

عزای حضرت موسی بن جعفر(ع)

بنای نوحه و زاری بپا کن

شهید از جور هارون شد به بغداد

دو صد نفرین تو برآن بی وفا کن

به زندان بود با ارباب حاجات

به هر صبح ومساء گرم مناجات

در آن مطموره ها در قید و زنجیر

بدی زندان بدون جرم وتقصیر

به دست سندی بن شاهک پست

نبودی همدمش جز آه شبگیر

نماز و روزه و ذکر و مناجات

به لب یاد خدایش بود و تکبیر

همه لیل و نهار او عبادت

به درگاه خدایش بود و تذکیر

به شکر و حمد و نجوا بود مشغول

در آن مطموره های تنگ و نخجیر

شبی بعد از مناجات شبانه

ز درگاه خدایش خواست تغییر

که ای ناجی نوح(ع) و طفل و اشجار

خلاصم کن تو از زندان اشرار

رهایی بخشِ شیر از فرث و از دم

تو ای پروردگار جن و آدم

نجات هر گرفتار از تو باشد

چکد خون از دل و جسمم دمادم

ز طوفان نوح(ع) و از دریا تو یونس(ع)

ز آتش شد خلیل(ع) آزاد یکدم

تو موسی(ع) را ز بحر و یوسف(ع) از چاه

رهانیدی به فضل خود دمادم

ز فضل و لطف خود از کنج زندان

رهایم کن که من دل بر تو دارم

غیاث المستغیثینی تو یارب

که سر بر خط فرمانت نهادم

تو از زندان هارونم کن آزاد

رهائی کن مرا از ثانی عاد

(اثرطبع استادحاج علی محمد رهائی شهرضائی)

مطموره:     زندان.مخفیگاه /نخجیر:     شکارگاه /

فرث ودم: چرک وخون /ثانی عاد: منظور دراین جا هارون الرشید لع 


[ یادداشت ثابت - چهارشنبه 97/1/23 ] [ 3:54 عصر ] [ رهائی ] [ نظر ]

(قصیده مهمله)ابیاتی به صورت مثنوی بدون نقطه

 در مدح امیرالمومنین  علی ابن ابیطالب علیه السلام 

در سرم حُکم اِله و احد حیّ صمد

در گِلم مِهر محمد کو مرا کرده مدد

در سرم مِهر ولای آل طه آمده

در دل و روح دو عالم عطر گل ها آمده

در دلم مهر ولای طُرّه موئی آمده

در سرم سودای مِهرِ ماه روئی آمده

ای علی عالی اعلی ولی کردگار

مصدر کل الکمال و ماسوی اله را مدار

مطلع علم الهی درگه علم رسول

کرده روح احمد مرسل در او هر دم حلول

مَحرمِ اَسرارِ داداری و مولد در حرم

ای همای علم وحی ای محرم حلّ و حرم

ای که مِهر عالم آرائی و ماه مُلک دل

گر گدا را رحم کردی مدعی گردد کسل

در سحر گاهی اگر درد مرا کردی دوا

گوهر علم و عمل هم گر کرم کردی مرا

هم دواء و هم عطاء و هم کمال و هم کرم

در دو عالم داده ای ما را سرائی و حرم

ای امام اول و ای هادی کل اُمَم

ای کلام اله که داری در سرای دل حرم

کل اسرار دو عالم کرده اِحصی در علی

حیّ داور ای (رهائی) رو سوی آل علی

 

(اثر طبع استاد حاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - شنبه 97/1/12 ] [ 12:45 صبح ] [ رهائی ] [ نظر ]

  در ولادت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالبعلیه السلام

ماه من از خانه ی دیرینه امشب سر زند

تا ولایت را خدا  بر تارکش افسر زند

از درون کعبه سِرُّ الله  می آید برون

تاجهان آفرینش خنده ی دیگر زند

عالم ناسوت را لطف خدا شامل شود

بر زمین چتر ولایت خیمه ی دیگر زند

نور حق از بیت حق بنموده تابش در جهان

تا زمین را نور بخشد خنده بر خاور زند

فاطمه بنت اَسد بَدر مُنیر آورده است

بر پیمبر هم وزیر و هم ظَهیر آورده است

بر رُخَش تا بوسه ای بخشد امیر آورده است

شیر یزدان حیدر صفدر دلیر آورده است

سایبانی بهر امت در کویر آورده است

شافعی بهر قیامت مُستنیر آورده است

از جمال انورش نور ولایت سر زند

تا به آفاق و افق انوار او شَهپر زند

تا علیّ بنِ ابی طالب(ع) قدم برخاک زد

بوسه بر ماه جبینش سیّدِ لولاک زد

تهنیت گویان ملائک خنده در افلاک زد

مُهر تاییدی خدا بر ثبت اعطیناک زد

بر دهان دشمن نا فهم بی ادراک زد

پرچم توحید را بر قُلّه ی افلاک زد

روز دیگر پای بر دوش نبیّ(ص)حیدر(ع)زند

از درون کعبه بتها را تبر بر سر زند

این علی (ع) باشد امیر اهل ایمان دوستان

شیر میدان شجاعت فاتح خیبر نشان

هم به بدر و هم احد صِفّین و جنگ نهروان

در کنار ابن عمِّ خود امیرمؤمنان(ع)

تا جهان را پاک بنماید زِ لَوث دشمنان

این علی(ع) باشد ظَهیر خاتم پیغمبران(ص)

هم زِ عَمروْ اَزرق و حَیِّ ابْنِ اَخطَب سرزند

روز دیگر بر سَلُونی پای بر منبر زند

تهنیت از عالم لاهوت بر ناسوتیان

از ملائک برخلایق می رسد ای شیعیان

این ولادت ثبت گشته  بر امیرمؤمنان(ع)

تا رجب را نور بخشد در زمین و آسمان

دوستان حضرتش در انجمن شادی کنان

بر پدرها افتخاری باشد این روز گران

تا رهائی را قدم بر دیده های  تر زند

بوسه بر پای علی(ع) و خواجه ی قنبر زند

 

(اثر طبع استاد حاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - شنبه 97/1/12 ] [ 12:38 صبح ] [ رهائی ] [ نظر ]

مولودیه مولود کعبه (دارای سبک ویژه سه بعدی)

مژده ی تهنیت پیک صبا ازسفر آمد.

ساقی بزم ولایت زدرآمدسحرآمد

مجلس عیش وطرب کن سرپاماه درآمد

ازافق همره خورشید منورقمرآمد

(ساقیِ کوثر نگر، حیدرِصفدر ببین.

میر غضنفر نگر، شافعِ محشر ببین)

آمدازکعبه کنون خانه زادِ کعبه برون.

شده ازیُمن قدمش به شرافت کعبه فزون

حرم وبیت خدا از رخ اوگشته منوّر. 

زمزم ورکن وصفا گشته به زلف تومعطر 

(به وجودآمده دربیت خدا میرفَلک فَر.

آمده ازصدف کعبه برون معدن گوهر)

مَظهرایمان نگر، آیت رحمان ببین

حامی قرآن ودین اُسوه ی ایمان ببین

ای گلستان علوی شه ملک مرتضوی.

یاورویارنبوی که به دین گشتی فَدَوی

فاطمه بنت اسد بوسه زده بررخ ماهش

عالمی مُنبسط ازگیسوی مشکینِ وی وفیض نگاهش

شده مشتق زعلی نام علی هادیِ راهش

هست اندردوجهان دست خداپشت و پناهش

ای توامام مُبین آینه ی متقین.

گشته به ذاتت عجین هرکُتُب مُستَبین

جِلوه ی ذات احدی ، نقش نگین صمدی

کس نزائیده به جهان مَهْ جبین چون تو وَلَدی

شد مَلَک بهرتحیّت به زمین نزد پیمبر

تا زند بوسه به گلزاررخ خواجه قنبر

ببرد فیض زدیدارعلی میرغضنفر

بشودفخر ملائک که شده زائرحیدر

ای تو شه لافتی وصف توشدهل أتی

مرتبه نوکری کن به (رهائی) عطاء

تا به زیر چتر وَلا فارغ ازهر رنج و بلا.

آیم اَندرکرببلا هم نجف ایوان طلا

(اثر طبع استاد حاج علی محمد رهائی شهرضائی)


[ یادداشت ثابت - شنبه 97/1/12 ] [ 12:36 صبح ] [ رهائی ] [ نظر ]
   1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

* رهائی قمشه ای * علی محمد رهائی متخلص به ( رهائی) فرزند یدالله درتاریخ سوم آبانماه یکهزار وسیصد و بیست شش شمسی در شب عید قربان در شهرستان شهرضا (قمشه سابق) درخانواده مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود پس ازگذراندن تحصیلات ششم ابتدایی قدیم به همراه پدر به شغل کشاورزی مشغول شد عشق و علاقه به قرآن و معارف اسلامی چنان بود که مرتب درکلاس درس قرآنی که مربی و استاد آن عموی ایشان حاج شیخ خلیل الله رهائی بودند مرتب حاضر و بهره ها می بردند کلاس قرآن آقای رهائی به شکلی بود که در آن زمان به دلیل جامعیت استاد آن از حیث قرائت و تجوید و صوت زیبا و منحصر به فرد و اخلاق و معنویت ایشان و همچنین علمیت ایشان از نظرعلوم حوزوی به تفسیر و فقه ادبیات وحکمت و فلسفه مشتاقان فراوانی را به این کلاس جذب می نمود و درآن زمان دوره رضاخان و پسر ملعونش که دوران اختناق بود فرصت بسیارخوبی برای اجتماع طالبان حق و حقیقت بود و در بین کلاسهای قرآنی که برگزار می شد کلاس شاخصی بود که برای کسانی که درآن شرکت می نمودند و افتخار می نمودند به حضورشان در این مجلس قرآن که نه تنها قرائت صرف بلکه مجلس درسی بود حول محور قرآن و بسیاری هم به دنبال آن مشتاق علوم حوزوی می شدند و به دنبال فراگیری آن وارد حوزه علمیه و افتخار طلبگی سربازی امام زمان عجل الله فرجه را می یافتند لذا شوق فرا گیری علوم حوزوی در وجود ایشان شعله ور و در آرزوی آن بودند اما به دلیل وضع سخت خانواده ازحیث معیشت که نه پشتیبانی می شدند تا بتوانند با خیالی آسوده به درس و تحصیل بپردازند بلکه داشتند درامور معاش خانواده کمک و یاور باشند توفیق حضور روزانه درحوزه را پیدا نکردند اما علاقه ایشان ایشان را آسوده نمی گذاشت لذا در پایان فعالیت کسب وکار روز و ایام تعطیل با درخواست از فضلا و اساتید حوزه همچون حجج اسلام شیخ محمدعلی مکارمی، شیخ محمدحسین رهائی ،شیخ غلامحسین اسماعیل پور،شیخ علی تاکی(نجفی) ،به محضرایشان حاضر می شدند و به فراگیری علوم حوزوی ادبیات نصاب و صرف و نحو و منطق جامع المقدمات و سیوطی تبصره و عروه و دیگر کتب حوزوی و بهره گیری و مطالعه سایرکتب اخلاقی مانند معراج السعاده و اعتقادی و تاریخی که از علمای دین می یافتند بهره می بردند شوق و ذوق به ادبیات وشعر و انس باکتب و اشعار بزرگانی همچون حافظ وخیام و علامه کمپانی(غروی ) و عمان سامانی و حاج میرزا ن
موضوعات وب
لینک های مفید